مادري با رفتار هيستريك و با پاي برهنه به همراه دختركان قد و نيم قد و پسرِ چند ماهه اي كه در آغوش گرفته از پله هاي فرسوده آپارتماني پايين مي آيد. آنها به خانه اي مي رسند؛ زن با خشم به در مشت مي كوبد و به محض باز شدن در به زني كه در برابرش ايستاده است، هجوم مي برد. اين تصاوير متعلق به شروع «زنبور»، سومين فيلم كوتاه خانم آرنولد است و مي توان آن را به مثابه مولفه اي مهم براي ورود به دنياي اين سينماگر بريتانيايي دانست كه با شخصيت هايي نظير زنان (مادران) بيوه و بحران زده و كودكان بحران ديده و غالبا دختر كه در جغرافيايي فقير زندگي مي كنند، داستان فيلم هايش را پيش مي برد. كسب جايزه اسكار براي «زنبور» به بيشتر ديده شدن و مطرح شدن آرنولد كمك شاياني كرد؛ فيلمسازي كه به هيچ روي سينمايش به سينماي هاليوود شباهت ندارد و با اينكه در لس آنجلس آمريكا در رشته سينما تحصيل كرده است و شناخت خوبي از سينماي هاليوود دارد، در مسيري خلاف جهت آن حركت مي كند.
مولفه اصلي زيبايي شناسي بصري فيلم هاي آرنولد، تكان هاي بي امان دوربين و درگير شدن آن با موقعيت و شخصيت هاست كه در پيشبرد درام نقش بسزايي را ايفا مي كند. رابي رايان، فيلمبردار تمام فيلم هاي آرنولد از «زنبور» به بعد، با خلاقيتي در خور توجه به غناي بصري سينماي وي افزوده است و در حركت مدام بين شخصيت ها در مكان هاي متعدد، به مدد ميزانسن هاي دقيق به بحران جاري در درام دامن مي زند.
در نهايت، «زنبور» با بارقه هايي از اميد در حالي كه موسيقي شادي روي تصوير پخش مي شود پايان مي يابد؛ موسيقي اي كه غالبا كارگردان از آن به عنوان پارامتري افزايشي بر فيلم هايش استفاده نمي كند و سعي دارد كه موسيقي در جهان فيلم به گوش برسد؛ اما اين موسيقي آخر فيلم كه به نقش بستن تيتراژ پاياني منتج مي شود، عامل تكرار شونده ديگري است در سه فيلم بعدي آرنولد.
نظرات شما عزیزان:
milad 
ساعت21:25---12 ارديبهشت 1391
salam az in site mitoni domain raygane .com begiri faghat bayad sabte nam kkoni inam adresesh
http://www.FreePremiumDomain.com/?r=540610
|